X
تبلیغات
طُوى - ناسخ و منسوخ
درباره وبلاگ

متن عربی آیه : إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى
متن فارسی آیه:همانا اين منم پروردگار تو، پس نعلين خود (از پاى) بركن، زيرا تو در وادى مقدس طوى هستى (و جايگاه مقدس را با كفش آمدن نشايد)
متن انگلیسی آیه: Surely I am your Lord, therefore put off your shoes; surely you are in the sacred valley, Tuwa
سوره : طه آیه : 12

«وادى المقدّس» به مكان دور از عيب و گناه اطلاق مى‏گردد و «طوى» يعنى چيزى يا جايى كه با بركت آميخته شده است. در حديثى مى‏خوانيم كه مراد از كندن دو كفش، دل كندن از دو نگرانى است: يكى نگرانى از وضع همسر در آن سرما و ديگرى، نگرانى از شرّ فرعون. <535> بعضى نيز آن را اشاره به همسر و فرزند و يا حبّ دنيا و آخرت دانسته‏اند. در تورات كنونى نيز عبارت «فاخلع نعليك» به همين تعبير آمده است. <536>
1- چه بسا انسان به قصد كارى گام برمى‏دارد، امّا به نتيجه ديگرى مى‏رسد. «آتيكم منها بقَبَس... نُودى» رفت موسى كآتشى آرد بدست‏ آتشى ديد او كه از آتش بِرَست
2- همين كه اراده‏ى خداوند بر تحقّق چيزى تعلّق گرفت، تمام وسايل به خدمت آن هدف درمى‏آيند. (تاريكى شب، باردارى همسر، گم‏كردن راه، ديدن آتش، همه مقدّمه جذب موسى‏عليه السلام و ارائه وحى و نبوّت به او در ميعادگاه الهى شد.)
3- هر كجا كه ناباورى احساس مى‏شود، بايد تأكيد بيشترى كرد. «اِنّى انَا ربّك»
4- آثار قداست و معنويت كار بايد در ظاهر افراد نيز پيدا باشد. «فاْخلع نعليك»
5 - رابطه‏ى عميق با خداوند، در گرو دل كندن از وابستگى‏هاست. «فاْخلَع نعليك»
6- براى دريافت مسئوليت، فروتنى از ابتدائى‏ترين لوازم است. «فاخلع نعليك»
7- بعضى از مكان‏ها داراى قداست خاصى هستند. «فاخلع نعليك‏اِنّك بالواد المقدّس» (پابرهنه‏شدن وبيرون‏آوردن كفش، از آداب ورود به مكان‏هاى مقدّس است)
8 - پيام‏هاى مقدّس، در مكان‏هاى مقدّس نازل مى‏شوند. «نُودىَ... بالواد المقدّس»
9- پذيرش مسئوليت‏هاى آسمانى در دل پاك طبيعت، همچون؛ كوه طور، وادى مقدّس طُوى‏ و غار حرا بوده است. «نُودىِ... بالواد المقدّس طُوى»
برگرفته از تفسیر نور
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
ابر برچسب ها
کتاب شناسى (1) ,  تفاسیر (1) ,  مفسران (1) , 
لوگوی دوستان
امکانات دیگر




زمینه‏هاى نسخ

همانطور که در بحث شرایط نسخ گذشت شیخ نسخ را در امر و نهى و خبرى که متضمن معنى امر یا نهى است صحیح مى‏شمارد.53
وى در «العدة فى اصول الفقه» مى‏نویسد:
«نسخ در شرعیات جایز است. و این جواز بر خلاف عقیده یهود مى‏باشد. پیروان اسلام (جز ابومسلم اصفهانى) نسخ را در احکام شرعى جایز شمرده‏اند54 و جواز آنان مستند به حکم قبله، نسخ وجوب مقابله یک تن مسلمان برابر ده تن کافر، نسخ حکم عده وفات و تقلیل آن از یک سال به چهار ماه و ده روز مى‏باشد.»55
توضیح آنکه نسخ در احکام عرفى به علت جهل و عدم احاطه قانون گذار به مصالح و مفاسد صورت مى‏گیرد، در حالى که نسخ در شرعیات به معناى واقعى خود (از جهت عدم احاطه خداوند متعال) نیست، بلکه در ظاهر، حکم شرعى ثبات داشته ولى در واقع، محدود به زمان مورد مصلحت بوده است.





ادامه مطلب




چکیده: یکى از مباحث جدى و اساسى علوم قرآنى بحث نسخ در قرآن است اهمیت این بحث را از روایات ائمه(ع) که در این باره رسیده مى‏توان فهمید. این مقاله، نسخ در قرآن را از دیدگاه شیخ طوسى (ره) با استفاده از دو کتاب »التبیان فى تفسیر القرآن« و »العده فى اصول الفقه« ایشان مورد بررسى قرار داده است.
نسخ در قرآن بر سه قسم قابل تصور است: نسخ حکم بدون لفظ. نسخ لفظ بدون حکم، نسخ حکم و لفظ با هم.
نسخ حکم بدون لفظ بدین معناست که آیه‏اى در قرآن ثابت است ولى مفهوم و مفاد تشریعى آن منسوخ گردیده و عمل به آن جایز نیست. از دیدگاه علماى شیعه تنها همین نوخ نسخ است که در قرآن جایز است و دو قسم دیگر به تحریف قرآن مى‏انجامد و باطل است. شیخ طوسى براى هر کدام از ناسخ، منسوخ و نسخ شرایطى ذکر کرده است. از جمله شرایط ناسخ اینکه باید منفصل و متأخر از منسوخ بوده و امرى قطعى و علمى باشد نه ظنى. و از شرایط کلى نسخ نیز اینکه در احکام شرعى و تکلیفى جارى مى‏شود و نه در احکام عقلى و تکوینى.
مرحوم شیخ وقوع نسخ را در امر و نهى و یا در خبرى که متضمن امر یا نهى است صحیح مى‏شمارد. همچنین ایشان نسخ کتاب به کتاب و سنت به سنت را در صورتى که از نظر دلالت مساوى باشند جایز مى‏شمارد. همین طور نسخ کتاب به سنت و سنت به کتاب را در صورتى که سنت خبر مقطوع و متواتر باشد جایز مى‏داند. شیخ طوسى براى شناسایى ناسخ و منسوخ دو راه بر شمرده است:
1- ناسخ با دلالت لفظى دلالت بر نسخ کند.
2- ناسخ از جهت معنا اقتضاى نسخ داشته باشد.





ادامه مطلب